جنگ سوریه، جمهوری اسلامی و «یاری‌دهندگان»‌اش در لحظه موعود

مهتاب دهقان، امین درودگر

گروه «دولت اسلامی» (داعش) آخرین باریکه‌ی قلمرویش را بالاخره در نخستین روزهای سال ۱۳۹۸ از دست داد. البته روند نزولی خلافت خودخوانده اسلامی از ماه‌ها پیش آغاز شده بود و مقام‌های ایرانی، روس، سوری و آمریکایی پیش از این هم پیروزی بر داعش را ــ هر کدام به عنوان پیروزی خودشان ــ اعلام کرده بودند.

بدیهی است داعش تنها دلیل حضور نظامی قدرت‌های جهان و ایران در سوریه نبود، اما اصلی‌ترین توجیه‌گر آن به شمار می‌آمد. پس در یادداشت پیش‌رو خواهیم پرسید: حالا که جهادی‌های تندرو شکست خورده‌اند، آیا ایران از سوریه خارج می‌شود؟ چرا با پایان‌یافتن بهانه اصلی، هنوز گزارش‌ها از تلاش ایران برای تثبیت حضور نظامی‌اش ــ هرچند به شیوه‌ای متفاوت ــ خبر می‌دهند؟

سلیمانی در عراق ــ عکس از آرشیو

سخنرانی جنجالی موسی غضنفرآبادی، رئیس دادگاه‌های انقلاب اسلامی تهران در اسفند گذشته شاید تلویحاً پاسخی به پرسش‌های بالا بود. او در سخنانی در جمع طلاب حوزه علمیه گفته بود: «اگر ما انقلاب را یاری نکنیم، حشدالشعبی عراقی، فاطمیون افغانی، زینبیون پاکستانی و حوثی‌های یمنی خواهند آمد و انقلاب را یاری خواهند کرد.»

غضنفرآبادی در این سخنرانی به طلاب یاد‌آوری ‌کرد که اگر ارشاد و نظارت فرهنگی و دینی آنها راه به جایی نبرد و حوزه تاثیر خودش را همچنان از دست بدهد، آنگاه بسیج نیروهای شبه‌نظامی سرسپرده حکومت اینبار در خاک خود ایران ضروری خواهد بود.

بهتر است پیش از طرح پرسش درباره این جملات توضیح داد که رئیس دادگاه‌های انقلاب تهران کدام نیروها را نجات‌دهندگان جمهوری اسلامی در لحظه سرنوشت‌ساز می‌داند؟

 «یاری‌دهندگان» ج.ا.

حشدالشعبی شامل گردانهای شبه‌نظامی مختلف با اکثریت شیعی است که بیشتر آنها به فرماندهی سپاه پاسداران ایران وابسته هستند. پس از تصرف موصل به دست داعش، این گروهها با حکم جهاد آیت‌الله سیستانی ذیل حشدالشعبی (بسیج مردمی) گرد هم آمدند. الگوی سازماندهی آنها به بسیج ایران شباهت دارد، هرچند مقامات عراق خود نیز بارها تصریح کرده اند که برای تشکیل حشدالعشبی از بسیج ایران الگو گرفته اند[1].

لشکرهای فاطمیون و زینبیون دو گروه شبه نظامی دیگر هستند که با حمایت نظامی و مالی سپاه پاسداران ایران تشکیل شده اند و به ترتیب سربازان تبعه افغانستان و پاکستان را برای جنگ در سوریه به خدمت می‌گیرند و با وعده دفاع از حرمین از یک سو و ووعده نان از سوی دیگر آنها را «اجیر» می‌کنند.

ایران نه تنها از ابتدای جنگ سوریه شبه‌نظامیانش را به این کشور ارسال کرده (حزب‌الله لبنان،‌ گروه‌هایی از حشد الشعبی عراق، علاوه بر گردان‌های فاطمیون و زینبیون از شیعیان افغانستان و پاکستان)، بلکه گروه‌های شبه‌نظامی به سبک عراق در آنجا تشکیل داده است؛ اگرچه به خاطر وجود یک مبارزه مسلحانه علیه دولت مرکزی، شتاب و موفقیت ساختن این گروه‌ها همچون نمونه پیشین پس از ۲۰۰۳ در عراق نبود.

بسیج به سبک ج.ا. در سوریه

ارتش سوریه همچون ارتش شاه پیش از انقلاب ایران، یک نیروی نظامی آماده برای دفاع از مرزها محسوب می‌شد. این ارتش که تخصص آن مقابله با حملات اسرائیل بود، در مواجهه با انقلاب داخلی و شورش مسلحانه داخلی غافلگیر شد و با کمبود تجربه و نفرات در آستانه شکست قرار گرفت.

فرماندهان سپاه از حمایت دولت از مقابله آنها با «تروریسم در منطقه» تشکر کردند ــ عکس از آرشیو

قاسم سلیمانی فرمانده ارتش قدس از اواسط ۲۰۱۲ به دولت بشار الاسد کمک کرد که بسیجی نظیر بسیج مردمی عراق (حشدالشعبی) را در آنجا تشکیل دهد. دولت سوریه گردانهای دفاع ملی را با سازماندهی گروههای شبه‌نظامی محلی تشکیل داد؛ گزارشها حاکی از آن است که این مجموعه شبه‌نظامی بیشتر تسلیحات، حمایتهای مالی و آموزش نظامی خود را از سپاه قدس و حزب‌الله دریافت می‌کنند.

گردان‌های دفاع ملی شاخه‌ای از ارتش عربی سوریه است. سپاه پاسداران ایران و حزب‌الله لبنان همزمان گردان‌های وابسته به خود را نیز در میان شیعیان سوری به وجود آورد.

از میان شبه‌نظامیان مرتبط با یا عضو در سپاه پاسداران، دست‌کم ۲۱۰۰ تن از ژانویه ۲۰۱۳ در سوریه کشته شدند. اما بسیاری از سوری‌ها نیز در این گروه‌های شبه‌نظامی حضور داشتند. اکتبر ۲۰۱۷ اپوزیسیون سوریه در وب‌سایت خبری «زمان الوصل» سندی را فاش کرد که به ادعای آنها متعلق به وزارت دفاع دولت دمشق بود. بر اساس این سند، ۹۰ هزار شبه‌نظامی سوری در گروه‌های شبه‌نظامی شیعه تحت حمایت ایران در سوریه فعال بودند. این گروه‌ها در تمام استان‌های سوریه به جز قنیطره تحت نام «گردان‌های دفاع محلی» تشکیل شده بودند.

این سند به‌علاوه دربردارنده نام شبه‌نظامیان ایرانی بود که در کنار نیروهای اسد می‌جنگیدند. [2] دلیل اصلی وزارت دفاع برای تنظیم آن نیز رتق و فتق امور مربوط به کسانی که در گروه‌های شبه‌نظامی تحت حمایت ایران عضو بودند، و یا کشته و مجروح شدند. در واقع دولت دمشق بر این گروه‌ها «نظارتی» حداقلی داشته است. اما زمان الوصل در اواخر ۲۰۱۸ سند دیگری منتشر کرد که مدعی می‌شد دولت بشار الاسد به دنبال اعطای استقلال بیشتر به ایران برای انجام عملیات‌های نظامی‌اش است.

قنیطره استانی در مرز با اسرائیل بود و اسد سال گذشته آن را از کنترل مخالفان خارج کرد. عدم وجود احتمالی به اصطلاح «گردان دفاع محلی» در قنیطره شاید نشانی از عقب‌نشینی استراتژیک ایران در برابر اسرائیل باشد.

به علاوه، گزارش‌هایی از اختلاف‌‌ها و زدوخورد گاه‌به‌گاه میان گردان‌های دفاع ملی سوریه و گروههای شبه‌نظامی وابسته به ایران حکایت دارد. این خود نشان‌دهنده وجود اختلاف میان فرماندهی نیروهای مسلح سوریه و فرماندهی نیروهای وابسته به ایران است.

تلاش‌های اخیر ج.ا. در سوریه

در هفته‌های اخیر، گزارش‌هایی از تلاش ایران برای تشکیل گروه‌های شبه‌نظامی کاملاً سوری خبر داده‌اند. به گفته «گزارشگران حقوق بشر سوریه»،‌ ایران از نقاط مختلف سوریه دست‌کم ۱۲۰۰ تن را به خدمت گرفته تا یک نیروی نظامی جدید تشکیل دهد. [3]

حقوق بشر سوریه این گردان‌های جدید را متفاوت از گردان‌های شبه‌نظامی پیشین ایران می‌داند که برای جنگیدن در جنگ داخلی سوریه شکل گرفتند.

دست بر قضا گزارش مربوط به تشکیل گروه‌های شبه‌نظامی تماماً سوری همزمان با دو رویداد دیپلماتیک دیگر مربوط به سوریه بود: سفر مخفیانه اسد به ایران و دیدار متعاقب نتانیاهو و پوتین.

اسد ـ خامنه‌ای در برابر نتانیاهو ـ پوتین

هنوز کسی نمی‌داند اسد در دیدار با رهبر و رئیس جمهوری اسلامی و قاسم سلیمانی فرمانده سپاه برون‌مرزی قدس چه توافق‌هایی انجام داد اما ادامه حضور نظامی ایران در سوریه علی‌رغم فشارهای بین‌المللی احتمالاً یکی از موضوعات بحث بوده است. گزارش‌های تأییدنشده دیگر از حامیان پان‌عرب ایران به این موضوع اشاره می‌کنند.

دیدار اسد و خامنه‌ای که بدون حضور وزیر خارجه ایران برگزار شد ــ عکس از آرشیو

عبدالباری اطوان، سردبیر روزنامه عربی «رأی الیوم» ــ یک پایگاه پان‌عربیست‌ها ــ استدلال می‌کند که دیدار «مخفیانه» اسد از تهران با روسیه هماهنگ نشده بود و به همین دلیل،‌ دیدار متعاقب نتانیاهو و پوتین را باید واکنش مسکو به این «ناهماهنگی» تلقی کرد. [4]

ولادیمیر پوتین، ملقب به «مرد عمل» از سوی رهبر جمهوری اسلامی، از ابتدای اکتبر گذشته گفته بود که هدف نهایی مسکو در سوریه بیرون‌راندن «تمام» نیروهای نظامی کشورهای ثالث است [5]. دونالد ترامپ همتای آمریکایی‌اش سال جدید میلادی را با تأکید بر خروج زودهنگام آمریکا از سوریه آغاز کرد. پوتین نیز یک روز پس از سفر بشار اسد به ایران، پس از دیدار با نتانیاهو تأکید کرد که یک کارگروه بین‌المللی برای نظارت بر خروج نیروهای بین‌المللی تشکیل خواهد شد. پس از آن بنیامین نتانیاهو در نشست کابینه مدعی شد که با پوتین برای خروج تمام نیروهای نظامی از جمله ایران از سوریه توافق کرده است [6].

نویسنده رأی‌الیوم استدلال می‌کند که سفر اسد به تهران برای بحث بر سر استراتژی مقابله با نزدیکی اسرائیل و روسیه صورت گرفته است. به‌ویژه در واکنش به موافقت پوتین با اسرائیل برای هدف‌قراردادن نیروهای ایرانی در خاک سوریه. رئیس‌جمهوری روسیه چندی پیش در واکنش به سقوط یکی از جنگنده‌هایش به دست اسرائیل سپر موشکی اس‌ـ‌۳۰۰ را به سوریه آورد اما هرگز آن را عملیاتی نکرد. همزمان ارتش اسرائیل بارها اهداف ایرانی را در سوریه هدف قرار داد.

عطوان که زمانی گفته بود در صورت اصابت موشک‌های ایران به تل‌آویو «پایکوبی» خواهد کرد،‌ ۷ مارس ۲۰۱۹ در سرمقاله‌ی دیگری هشدار داد که در صورت شکست داعش،‌ ایران هدف بعدی استراتژی‌های نظامی آمریکا خواهد بود. [7]

سوریه و «امنیت ملی» ج.ا.

هرچند ادعای عطوان را نمی‌توان تأیید یا تکذیب کرد،‌ اما واقعیت آن اهمیت کمتری از کارکرد سیاسی آن دارد. در واقع ایران و متحدانش با استفاده از چنین تهدید بالقوه‌ای حضور نظامی‌شان را در سوریه توجیه خواهند کرد. یک حضور نظامی غیرمستقیم برای حفظ دولت مرکزی در دمشق و نهایتاً، حفظ دولت مرکزی در تهران. شبه‌نظامیان تماماً محلی یعنی نیازی به وجود سربازان ایرانی در سوریه نخواهد بود اما نفوذ نظامی کماکان ادامه خواهد داشت؛ به ویژه اینکه ایران در حال سرمایه‌گذاری‌های اقتصادی پرـ‌ـ‌‌‌ریسک در صنعت معدن و مخابرات و … سوریه است و بنا بر برخی گزارش‌ها هم‌اکنون شبه‌نظامیان خود را نیز در اطراف منابع اقتصادی این کشور پراکنده کرده است.

اعطای مدال نظامی ذوالفقار، بالاترین نشان نظامی جمهوری اسلامی به قاسم سلیمانی فرمانده سپاه قدس و مسئولیت مداخله‌های نظامی برون‌مرزی ایران را می‌توان به لحاظ سمبولیک مهر تأییدی بر «پایان پیروزمندانه جنگ» در سوریه دانست؛‌ اما نه مهر پایان بر مداخله نظامی در سوریه. در عین حال تشکیل گردان‌های تماماً سوری به معنای خروج گردان‌های متشکل از شهروندان خارجی از سوریه و اتمام ماموریت آنها در این کشور است. اما آیا قرار است این نیروها به کشورهای خود بازگردند و یا ماموریت جدیدی برای آنها در نظر گرفته شده است؟ این مسئله‌ای است که حرفهای رئیس دادگاه انقلاب در ابتدای این مطلب نیز به یاد ما می‌آورد.

در واقع مأموریت جدید آنها تفاوتی با مأموریت اصلی‌شان ندارد و برای فهمیدن آن نیازی به پناه‌بردن به تئوری‌های توطئه نیست. حفظ دولت‌های مرکزی هدف نهایی این استراتژی جمهوری اسلامی است؛ چه در خاک خود و چه در خاک دیگران. ادعاهای مقام‌های جمهوری اسلامی در مورد حمایت ایران از «بیداری اسلامی» ــ نامی که جمهوری اسلامی بر بهار عربی نهاد ــ از اساس فریبکاری بودند و فهمیدن آن پس از تلاش برای حفظ اسد در دمشق و خواباندن قیام اعتراضی در بصره عراق و مداخله در اقلیم کردستان نیاز به تحلیل و تفسیر ندارد. ایران نام «محور مقاومت» را بر نظامیان و شبه‌نظامیان برون‌مرزی وابسته به خود گذاشته اما در واقع مرزهای سیاسی-نظامی خود را به کشورهای همسایه و منطقه گسترش داده است.

اگر سیر صعود نظامیان پاسدار همچون قاسم سلیمانی در نردبان قدرت ادامه یابد، شبه‌نظامیان مورد اشاره غضنفرآبادی با جنگیدن برای آنها پیشاپیش بزرگترین یاری‌شان را کرده اند. قاسم سلیمانی تنها به لطف جنگ‌های خونین در عراق و افغانستان و سوریه چهره شد، با پروپاگاندای داخلی و خارجی به «چهره مورد توجه» بدل شد و حالا هر روز بیش از پیش «کت‌شلوارپوش» می‌شود.

بوسه سلیمانی بر سر رئیسی، از مسئولات اعدام‌های دسته‌جمعی سیاسی تابستان ۶۷ و مهم‌ترین نامزد رهبری پس از کسب ریاست قوه قضائیه ــ‌ عکس از آرشیو

حقیقت دارد که نیروهای امپریالیستی را دیگر نمی‌توان نادیده گرفت. فرآیندهای جدیدی از امپریالیسم در استراتژی‌های توسعه‌طلبانه قدرت‌های سرمایه‌داری معاصر، از آمریکا و فرانسه تا چین و روسیه در حال ظهورند. اما شوربختی وضعیت معاصر آنجاست که در خاورمیانه یا نیروهای خرده‌امپریالیستی همچون ایران داعیه آنتی‌امپریالیسم دارند، یا جزئیت‌های ارتجاعی همچون داعش و القاعده. به همین سبب حمایت از تهران و دمشق در جنگ سوریه به بهانه مبارزه با امپریالیسم چیزی به جز حمایت از سرکوب گفتار انقلابی در سوریه و ایران نبود.

مداخله‌های نظامی ایران در منطقه با گفتارهای مربوط به حاکمیت و امنیت و منافع ملی توجیه شدند. دفاع از مرزها از آن سوی مرزها و در مقابله با داعش شروع شد. اما به اصطلاح «اپوزیسیون» نیز گفتارهای انتقادآمیزشان را بر مبنای همین مفاهیم قرار دادند و استدلال می‌کردند جمهوری اسلامی به فکر «منافع ملی» نیست و «امنیت ملی» را به خطر می‌اندازد.

همزاد تمرکز بر امنیت ملی «دیگری‌هراسی» است؛ هراس از هر آنچه «ملی» نیست. گرچه مفهوم ملت در گفتارهای حکومت و اپوزیسیون تفاوت‌هایی دارد،‌ چه دولت مرکزی جمهوری اسلامی و چه اپوزیسیون راست‌گرای آن در داخل و خارج کشور با تکیه بر دیگری‌هراسی دست به بسیج نیروها می‌زدند و می‌زنند.

نتیجه منطقی این گفتار نیز چیزی نبود به جز گل سرسبد ادعاهای اپوزیسیون که «ایران اشغال شده است» و در نتیجه ما می‌خواهیم «ایران را پس بگیریم». این در حالی است که بحث اصلی در اینجا باید اشغال‌گری کومت ایران و استعمار خارجی و داخلی آن باشد است.

بخشی از اپوزیسیون گزینه جنگ را در برابر جنگ‌طلبی ایران مطرح کرده‌اند. اما آیا ایران همانطور که بارها برای «دشمنان» اش رجز خوانده است نخواهد توانست همچون در سوریه جنگ را به نفع سرکوب و متلاشی‌کردن حلقه‌های مقاومت محلی و شکست هر شکلی از خودآیینی اجتماعی پیش ببرد، و همه ظرفیت‌های موجود و بالقوه مبارزات مردمی را نابود کند؟

ضرورت جنگ با گفتارهای ج.ا. و اپوزیسیون برای صلح

اپوزیسیون داخل و خارج تا امروز نتوانسته‌اند به گفتاری مستقل از گفتارهای دولتی و جکومتی ایران راه ببرند و در میان انواع و اقسام اپوزیسیون موجود، دخالت‌گری ایران در سوریه و عراق در تحلیل‌های سیاسی داخل ایران نقش پررنگی ندارد.

اصلاح‌طلبان نیز به عنوان یک شبه‌اپوزیسیون داخل ایران به جز موارد استثنایی نظامی‌گری ایران را زیر سوال نبردند. اما بعد از انتشار سخنان غضنفرآبادی دو چهره سرشناس اصلاح‌طلب واکنش نشان دادند: احمد زیدآبادی و مصطفی تاجزاده هر دو با نگاهی ملی‌گرا به این سخنان او تاختند.

تاجزاده نیز ناامیدی حکومت از یاری «مردم» را گوشزد کرد، و و روی‌آوردن طیف اصولگرای حکومت به گروههای خارجی شبه‌نظامی را تلویحاً نشانه تخریب انقلاب به دست آنها دانست:

زیدآبادی با انتقاد از این سخنان، و وسط کشیدن پای اتباع بیگانه را بهانه‌ای به دست سلطنت‌طلبان دانست که می‌گویند ایران در اشغال است.

آیا آبشخور این سخنان یک گفتار امنیت ملی دیگر نیست؟ در وضعیتی که سیاست در سرتاسر منطقه و ایران با قدرتهای نظامی گره خورده است، مسئله اصلی بیگانه بودن حشدالشعبی، فاطمیون، زینبیون و حوثی‌ها در نسبت با ملیت ایرانی نیست، بلکه یک مسأله پیشینی به مراتب مهم‌تر در کار است:‌ بیگانگی حاکمان و اپوزیسیون راست‌گرایش در داخل و خارج از مردمی که ادعای نمایندگی‌شان را دارند.

در این شرایط نباید از نظر دور داشت که هنوز یک تهدید نظامی ویرانگر زندگی مردم را در ایران تهدید می‌کند. اما درست به همین خاطر است که باید برای مبارزه با هرگونه جنگ‌طلبی احتمالی، با گفتارهای اپوزیسیون راست‌گرا و جمهوری اسلامی ــ گفتارهایی که بر جنگ‌افروزی برای حفظ به اصطلاح امنیت ملی تأکید دارند ــ در جبهه‌ای مضاعف جنگید.

پانوشت:

[1] منبع

[2] منبع

[3] گزارش‌های مربوطه: یک، دو، سه

[4] منبع

[5] منبع

[6] گزارش‌های مربوطه: یک، دو، سه، چهار

[7] منبع

سیل وارد بازار وکیل شیراز شد

سیل به بازار وکیل شیراز، یکی از مهم‌ترین بازارهای تاریخی ایران رسید. بازار وکیل که در دوران زندیه ساخته شده در فهرست آثار ملی ایران به ثبت رسیده است. در گذشته در بازار وکیل چندین چاه برای عبور آب وجود داشت. این چاه‌ها در جربان «بهسازی» بازار مسدود شد و به جای آن چاه‌هایی با دریچه تنگ حفر شد که از عهده سیلاب برنیامدند.

دوشنبه ۵ فروردین: بازار وکیل شیراز هم زیر آب رفت

بازار وکیل شهر شیراز یکی از مشهورترین بازارهای سنتی و تاریخی ایران، به فرمان کریم خان زند ساخته شده و اکنون در مرکز شهر شیراز (شرق میدان شهدا) قرار گرفته ‌است. در کنار بازار مکان‌های دیگر چون مسجد و حمام تاریخی وکیل نیز در قرار دارند. در اثر بارش بی‌وقفه باران سیل در شهر شیراز جاری شد. در دروازه قرآن سیل خودروها را با خود برد و به کشته شدن دست‌کم ۱۷ نفر انجامید. بازار وکیل هم از سیل مصون نماند. علی اکبر عبدالهی نماینده بازاریان در بازار وکیل شمالی دوشنبه ۵ فروردین به رسانه‌های داخلی گفت:

«در پی بارندگی شدید امروز آب وارد بازار وکیل شد و به دلیل عدم وجود چاه دفع آب سطحی مناسب در این مجموعه آب توسط کسبه به داخل کانال تأسیسات زیر سازه بازار وکیل هدایت شد. در جلسه‌ای که دو هفته پیش در فرمانداری شیراز برگزار شد، بازاریان بازار وکیل اعلام کردند که این محل به چاه خروج آب سطحی نیاز دارد اما مسئولان مربوطه عنوان کردند که بازار احتیاج به شستن و چاه آب ندارد.»

در گذشته در بازار وکیل برای چنین مواقعی چندین چاه وجود داشت اما در به اصطلاح «بهسازی» و «کف‌سازی» بازار وکیل این چاه‌ها مسدود شد و به جای آن چاه‌های دیگری با دهانه تنگ‌تر حفر شد که توانایی دفع آب‌های سطحی در زمان بارندگی و سیل را ندارند.

علی اکبر عبدالهی نماینده بازاریان گفت:

«در پی ورود آب به بازار وکیل، امروز بازاریان به ناچار این آبها را به داخل کانال تاسیسات هدایت کرده‌اند که در این محل انباشته شده و راه خروجی ندارد و باید به وسیله تجهیزات مناسب تخلیه شود. ارتفاع سطح مغازه‌ها تا کف بازار حدود ۸۰ سانتی متر است و اگر این آبها به داخل شبکه تاسیسات هدایت نمی‌شد امکان آن وجود داشت که به داخل مغازه‌ها نفوذ کند.»

بازار وکیل با شماره ۹۲۴ در تیر ۱۳۵۱ در فهرست میراث ملی به ثبت رسید. این بازار حدود ۲۵۰ سال پیش به فرمان کریم خان زند با الهام از از بازار قیصریه لار بنا نهاده شد و با سقفی به ارتفاع ۱۱ متر، بلندترین بازار قدیمی ایران محسوب می‌شود. به دلیل خاکریزی کف این بازار ارتفاع طاق‌ها به ۱۰ متر کاهش یافته است. راسته شمالی – جنوبی را بازار بزازان نیز نامیده‌اند. در سال ۱۳۱۵ به علت گسترش خیابان زند ۱۱ حجره از حجره‌های این ضلع از بین رفت.

در زیر چهار سوق، حوض بزرگی از سنگ مرمر قرار داشت که آب آن از آبراهی که از زیر بازار ترکش‌دوزها می‌گذشت، فراهم می‌شد. این آبراه به صورت طاق ضربی است و از آجر و ساروج ساخته شده و همچنان وجود دارد اما حوض مرمرین به علت بالا آمدن کف بازار، از بین رفته ‌است. دریچه‌ها و روزنه‌هایی به نام «جامخانه» یا «هورنور» در زیر سقف جاسازی شده بود که هوا و نور کافی را به بازار می‌رساند اما پس از بازسازی، این روزنه‌ها بسته شده‌اند.

بیشتر بخوانید:

تخریب تدریجی بافت تاریخی شیراز برای توسعه مرکز شیعه‌گری در جنوب ایران

شماره‌ی اول نشریه‌ی اسفند: ویژه‌نامه‌ی حجاب اجباری

مدت‌هاست ضرورت وجود صدایی آلترناتیو در مسئله‌ی زن احساس می‌شود. به‌جز درهم‌پیچیدگی‌های خاص این مسئله در جامعه‌ی ایران، نیروهای موجود کمتر به تحلیل دقیق گره‌گاه‌های این مسئله پرداخته‌اند. یکی از این گره‌گاه‌ها البته مسئله‌ی حجاب است.

نشریه‌ی اسفند، در ویژه‌نامه‌ای درباره‌ی حجاب اجباری، تلاش کرده‌است برخی درهم‌پیچیدگی‌های مسئله‌ی زن در ایران را واکاود و برای گفت‌گوی واقعی بر سر آن به حد وسع و امکان خود بسترسازی کند. به این امید که از منطق واکنشی موجود -چه در پاسخ به سرکوب و چه در مواجهه با یکدیگر- پا بیرون بگذاریم و با همبستگی در راه‌های هنوز نرفته حرکت کنیم.

برای دریافت نشریه روی تصویر کلیک کنید.

🔺سرمقاله

مدت‌هاست ضرورت وجود صدایی آلترناتیو در مسئله‌ی زن احساس می‌شود. به‌جز درهم‌پیچیدگی‌های خاص این مسئله در جامعه‌ی ایران، نیروهای موجود ذیلِ کلیت نامتعینی به نام جنبش زنان، علاوه بر ناکامی در سازماندهی و عمل سیاسی، عموماً از تحلیل دقیق گره‌گاه‌های این مسئله نیز بازمانده‌اند. یکی از این گره‌گاه‌ها البته مسئله‌ی حجاب است.

حجاب شاید اولین ممیزه‌ای باشد که نگاه ناظر بیرونی را متوجه جلوه‌های خاصی از نظم اجتماعی در ایران معاصر می‌سازد. گویی هرکسی وظیفه‌ی خود می‌داند که درباره‌ی آن، اهمیت یا عدم اهمیت آن، چیزی بگوید. خصوصاً با شکسته شدن تابوی صحبت از قانون حجاب در یک سال گذشته، پرگویی هیستریک حول این مقوله شدت بیشتری گرفته است. درواقع آنچه سابقاً زمزمه‌ی لب‌ها، یا گفتار گذرایی در محافل کوچک بود، این روزها نیروهای مختلف سیاسی را وادار به سخن گفتن یا احیاناً سکوتی معنادار درباب آن می‌کند. نکته‌ی جالب توجه اما اینجاست که علیرغم این پرگویی غریب، مسئله‌ی حجاب هنوز از جهات مختلف غرق در ابهام است. امروز بیش از آنکه درباره‌ی خود حجاب چیزی بدانیم از مرزبندی نیروهای مختلف، درون و بیرون از جنبش زنان، نسبت به آن مطلعیم. در بین گروه‌هایی که مسئله‌ی زنان را مسئله‌ی خود فرض می‌کنند، خصوصاً پس از حرکت «دختران انقلاب»، جهت‌گیری‌های متضادی، چه در تحلیل و چه در طرح‌ریزی استراتژی‌های مبارزاتی به چشم می‌خورد. نیروی راست‌گرا و مصادره‌گری که از نظر قوای رسانه‌ای دست بالا را دارد، همان‌طور که ریاکارانه گفتمان بورژوایی «براندازی» را جایگزین ایده‌ی «انقلاب» کرده، الگوی زن آزاد غربی را به‌عنوان غایت مبارزات خود برای برابری جنسیتی برگزیده است. این نیرو با نماینده‌ی خودخوانده‌اش، مسیح علینژاد، سعی می‌کند چنان بحث گسترده‌ی آزادی پوشش را در حصارهای اندیشگی خود محدود سازد که نه جای صحبتی از تبعیض نظام‌مند بماند، نه از حق کلی زن بر بدن. این جریان اربابان مشکل‌پسندی دارد که البته به پیوند خوردن مسئله‌ی آزادی پوشش با خواست کلی رفع تبعیض، برچیده شدن اقسام سیستم‌های کنترل بدن و به‌این ترتیب برآمدن جنبش‌های مردمی متکثر رضایت نمی‌دهند.

اما گذشته از این‌ها، دستاورد اصلی گروه مذکور را می‌توان تأمین خوراک برای نیروهای محافظه‌کار داخلی دانست. همان‌ها که مسئله‌ی آزادی پوشش را به بهانه‌های گوناگون کنار می‌گذارند. «خواستی طبقه‌متوسطی»، «مسئله‌ای بی‌ارتباط با مبارزه‌ی جمعی مردم ایران» یا در بهترین حالت «امری فرعی و ثانویه» از اقسام برچسب‌هایی است که اینان برای انکار مسئله‌ی پوشش اختیاری استفاده می‌کنند. این گروه‌ها، خارج و داخل جنبش زنان، در یک نتیجه‌گیری مشترک‌اند: حرکت دختران انقلاب شکست خورده است.

فمینیست‌های راست‌گرایی چون نوشین احمدی خراسانی از رادیکال شدن فضا می‌نالند و با چنگ و دندان سعی دارند مسئله‌ی زنان را در چارچوب‌های مبهم مبارزه‌ی مسالمت‌آمیز مدنی نگه دارند. گویی ممکن است مسئله‌ای را که چنین در بنیان‌های خود سیاسی است به مطالبه‌‌ی قانونی‌ای تقلیل داد که می‌تواند از شال‌های سفید و شاخه‌های گل نرگس به دست بیاید. آن‌ها با هم‌پیمانان ایدئولوژیکی خود، درباره‌ی اینکه آزادی‌های فردی که نئولیبرالیسم وعده می‌دهد همه‌چیز را حل خواهد کرد، اشتراک نظر دارند. فقط براندازان نفع را در نبود، و اینان در ابقا و حداکثر اصلاح حکومت فعلی می‌بینند. نیروهای چپ هم احتمالاً با استناد به همین فروبستگی نظری است که راه پدران خطاکار خود در اسفند ۵۷ را پی می‌گیرند و مجادلات بر سر این «یک تکه پارچه» را همچون کل مباحث حق بر بدن، به فمینیسم بورژوایی منتسب یا در بهترین حالت چاره‌اندیشی برای آن را صرفاً به خود زنان واگذار می‌کنند. پدیده‌ی حجاب چه سکوی پرش سیاسی نیروهای  طرفدار غرب شود چه خواستی ثانویه از سمت نیروهای داخلی، پدیده‌ای است که زنان ایرانی هرروز با آن مواجه می‌شوند. همچون ستاره‌ی زردی که یهودیان به بازو می‌بستند زنان ایران تنها با رعایت آن، مجاز به حضور در اماکن عمومی می‌شوند. حجاب چیزی است که طی کمتر از نیم قرن دو حکومت به ممنوعیت و اجبار آن حکم داده‌اند. و بسیار چرایی دیگر که ضرورت صورت‌بندی دقیق‌تری از آن را پیش می‌کشد.

حرکت دختران انقلاب فارغ از اینکه دسته‌ای آن را مصادره و دسته‌ای دیگر آن را طرد و به مصادره‌گر واگذار کرده باشد، گسستی در رکود گفتمانی و مبارزاتی زنان ایران بوده است. در ساختار این حرکت فارغ از سوگیری‌های غلط و کج‌روی‌های سیاسی برخی از  نیروهای پیشبرنده آن، امتیازات چشمگیری وجود دارد که تبیین آن‌ها نیازمند مطلبی مجزاست و خواننده می‌تواند به برخی تحلیل‌هایی که سال گذشته نوشته شده‌اند مراجعه کند. اما از نشانه‌های توفیق آن همین بس که مسئله‌ی مبارزه برای حق بر بدن، علنی و شیوه‌های سابق طرح و مبارزه‌ برای آن به چالش کشیده شده است. حال زنان کمتری – سوای ترس از سرکوب حاکمیت – به سبب نگرانی از اینکه «مبادا مصلحت نباشد» درباره‌ی مخالفت خود با حجاب اجباری سکوت می‌‌کنند. زنان بیشتری مسیرهایی را در خیابان‌ها با روسری‌های انداخته می‌روند و البته بیشتر هم با نیروهای رسمی و غیررسمی سرکوب درگیر می‌شوند. همه‌ی این‌ها در امتداد حرکتی معنا می‌یابد که مضاف‌الیهِ عبارت آن (انقلاب) از تعینات متعددی که می‌تواند بر مضافش (دختران) اطلاق شود، مهم‌تر است. مسئله بر سر ضرورت یافتن تحولات بنیادین است، تحولاتی که البته باید در پیش‌فرض‌ها، شیوه‌های ناکام صورت‌بندی و گفت‌وگوی بین نیروهای اجتماعی ایجاد شود. مجموعه‌ی حاضر تلاش کوچکی در همین راستاست.

مقاله‌نخست مجموعه، به دوکارکرد ویژه‌ی حجاب اجباری نزد حاکمیت ایران می‌پردازد: آنجا که نقطه‌ی عزیمتی برای ساختن یک نظم مردانه‌ی جدید می‌شود. و آنجا که حاکمیت با توسل به آن هویت منحصربه‌فردی از خود بازنمایی می‌کند.

مقاله‌ی دوم نشان می‌دهد که چگونه جمهوری اسلامی ایران، به میانجی مکانیسم‌های فقهی از حجاب استفاده‌ای ایدئولوژیکی کرده، اجبار آن و تداوم این اجبار را توجیه می‌کند.

در مصاحبه‌ای که با فیروزه مهاجر، مترجم و فمینیست چپ‌گرا انجام شده، او از روند تاریخی اجباری شدن حجاب گفته و مشاهداتش درباره هشت مارس سال 57 را شرح داده است.

در مقاله‌ای که از ربکا گولد، آکادمیسین انگلیسی ترجمه کرده‌ایم کارکردهای حجاب در نظام سرمایه‌داری جهانی بررسی شده است. این مقاله نمونه‌ی خوبی است که چطور یک صورت‌بندی نظری درست، بدون در نظر گرفتن فاکتورهای دقیق تاریخی و اجتماعی، و بدون کمک گرفتن از خوانش‌های جدید فمینیستی، می‌تواند به نتایجی نامقبول برسد.

در مقاله‌ی مفصل پایانی نیز نقش مسئله‌ی حجاب در ساخت جامعه‌ی ایران و نیز ساخت پیچیده‌ی حکمرانی مدرن جمهوری اسلامی، تبیین می‌شود. و پرسش‌های اساسی موجود در این مسئله شفاف‌سازی می‌شوند تا در سیرهای مطالعاتی و نظری آینده امتداد یابند.

درنهایت، هدف واکاوی برخی درهم‌پیچیدگی‌های مسئله‌ی زن در ایران و قسمی بسترسازی برای گفت‌گوی واقعی بر سر آن است. به این امید که از منطق واکنشی موجود -چه در پاسخ به سرکوب و چه در مواجهه با یکدیگر- پا بیرون بگذاریم و با همبستگی در راه‌های هنوزنرفته حرکت کنیم.

 


لینک این مطلب در تریبون زمانه

منبع: کانال تلگرام نشریه اسفند

دادستان کل آمریکا: گزارش مولر تبانی کارزار ترامپ با روسیه را رد می‌کند

دادستان کل آمریکا می‌گوید گزارش بازرس ویژه به این نتیجه نرسیده است که کارزار انتخاباتی دونالد ترامپ و روسیه در انتخابات ریاست جمهوری تبانی کرده باشند. در نامه چهارصفحه‌ای که ویلیام بار، دادستان کل آمریکا روز یکشنبه به کنگره ارسال کرد آمده است: رابرت مولر بازرس ویژه، مدرکی مبنی بر تبانی دونالد ترامپ و هیچیک از دستیارانش با روسیه در جریان انتخابات سال ۲۰۱۶ ریاست جمهوری آمریکا نیافته است.

۲۲ ژانویه ۲۰۱۹: رابرت مولر، بازرس ویژه تحقیقات دخالت روسیه در انتخابات ریاست جمهوری آمریکا در حلقه‌ای از محافظانش (عکس: آرشیو)

بر اساس نامه دادستان کل همچنین بازرس مولر در جریان تحقیقاتش نتوانسته است در مورد اتهام”ممانعت از اجرای قانون” در رابطه با رئیس جمهوری آمریکا یا دیگر مقامات کاخ سفید به نتیجه‌ای برسد.

در نامه ویلیام بار بخشی از گزارش بازرس ویژه مولر در رابطه با “ممانعت از اجرای قانون” به صورت مستقیم نقل شده است: ” در حالیکه این گزارش به این نتیجه نرسیده که رئیس جمهوری مرتکب جرمی شده است، در عین حال او را تبرئه نیز نمی‌کند. ”

رابرت مولر همزمان با انتشار گزارش و در پایان تحقیقات دو ساله‌اش کیفرخواست جدیدی صادر نکرده است.

در جریان این تحقیقات مولر برای تعدادی از مشاوران بسیار نزدیک ترامپ کیفرخواست صادر کرده بود که منجر به تعقیب قضایی و محکومیت‌شان شد.

در حالیکه مولر نتوانسته در این رابطه که آیا ترامپ مرتکب ممانعت از اجرای قانون شده به نتیجه‌ای برسد، تصمیم‌گیری در این رابطه بر عهده ویلیام بار (دادستان کل آمریکا) و راد روزنستاین معاون او گذاشته شده است. این دو مقام وزارت دادگستری که هر دو منصوب پرزیدنت ترامپ هستند، تصمیم گرفته‌اند که در این زمینه اتهامی متوجه رئیس جمهوری نمی‌شود.

ویلیام بار علاوه بر آنکه شواهد موجود را برای اعلام جرم در رابطه با ایراد اتهام ممانعت از اجرای قانون کافی نمی‌داند، در نامه چهار صفحه‌ای خود به کنگره آمریکا همچنین به مساله محدودیت‌هایی که در زمینه صدور کیفرخواست برای رئیس جمهور وقت وجود دارد اشاره کرده است.

در نامه دادستان کل به کنگره به جزییات گزارش مولر پرداخته نشده و تنها با اشاره به بخش کوچکی از تحقیقات آمده است که این تحقیقات دو ساله با ۲۸۰۰ مورد احضار قضایی، ۵۰۰ مجوز جست‌وجو و نیز مصاحبه با ۵۰۰ شاهد همراه بوده است.

در همین حال گروهی از اعضای کنگره از هر دو حزب از دادستان کل خواسته‌اند تا گزارش مولر را به صورت کامل منتشر کند. برخی دموکرات‌ها حتی تا آنجا پیش رفته‌اند که در صورت لزوم ازامکان “احضار قضایی” برای دسترسی به گزارش کامل و یا حتی احضار مولر برای ایراد شهادت در برابر کنگره استفاده کنند.

ویلیام بار گفته، آماده است تا بخشی‌هایی از گزارش‌ها را به دلیل توجه عمومی به این مساله منتشر کند. وی همچنین گفته است که با مشورت با مولر بخش‌هایی از گزارش که مناسب انتشار عمومی است را مشخص خواهد کرد.

واکنش‌ها به انتشار نتیجه گزارش مولر

ترامپ، اطرافیان و طرفداران او انتشار این گزارش را پیروزی برای رئیس جمهوری به حساب آورده‌اند.

روز یکشنبه و زمانی که دونالد ترامپ در حال بازگشت از تعطیلات آخر هفته در فلوریدا به واشنگتن بود به خبرنگاران گفت که این گزارش “یک تبرئه تمام و کمال بود”. دونالد ترامپ پیش از سوار شدن به هواپیمای اختصاصی رئیس جمهوری (ایرفورس وان) گفت: ” شرم‌آور است که کشور ما باید چنین چیزی را تجربه کند، صادقانه بگویم شرم‌آور است که رئیس جمهوری شما باید چنین چیزی را تحمل کند، این جریان حتی پیش از این که من انتخاب شوم، شروع شده بود. ”

در واکنش به انتشار نامه ویلیام بار، نانسی پلوسی، رئیس مجلس نمایندگان آمریکا و چاک شومر، رهبر اقلیت دموکرات در سنای آمریکا در یک بیانیه مشترک خواهان دسترسی به گزارش کامل مولر شدند و گفتند که نامه ویلیام بار به همان اندازه‌ای که به پرسش‌ها پاسخ داده، پرسش‌های جدیدی را نیز پیش می‌آورد.

در بیانیه رهبران دموکرات کنگره آمریکا همچنین آمده است: “اینکه پرزیدنت می‌گوید کاملا تبرئه شده است با کلمات آقای مولر در تضاد است. ”

در همین حال مقام‌های روسیه از نتیجه گزارش مولر استقبال کرده‌اند و گفته‌اند این گزارش آنچه را که ما قبلا می‌دانستیم ثابت کرد.

الکسی پوشکوف سناتور روس در توییتی نوشت که دموکرات‌ها باز هم فریاد تبانی سر خواهند داد.

کنستانتین کوساچف، رئیس کمیته روابط خارجی شورای فدراسیون نیز در واکنش به نتیجه گزارش مولر نوشت: ” گزارش مولر آنچه را ما پیشتر در روسیه می‌دانستیم ثابت کرد: هیچ توطئه‌ای میان ترامپ یا هیچیک از اعضای تیم او و کرملین صورت نگرفته بود. ”

مقام‌های روسیه رسانه‌های آمریکایی را در این رابطه مقصر عنوان کرده‌اند و می‌گویند که آنها احساسات ضد روسی دارند.

پرسش‌های بی پاسخ در نامه ویلیام بار

در نامه ویلیام بار هرچند به دو مورد اصلی یعنی تبرئه رئیس جمهوری و نزدیکانش از اتهام تبانی با روسیه در جریان انتخابات و نیز اتهام ممانعت از اجرای قانون اشاره شده اما پاره‌ای از مسائل هنوز بی پاسخ مانده‌اند. از جمله اینکه روشن نیست گزارش مولر چقدر مفصل است و حاوی چه جزییاتی است. بسیاری نیز این سئوال را مطرح کرده‌اند که جریان ملاقات در ماه ژوئن در برج ترامپ چه بوده و تحقیقات در این رابطه به کجا انجامیده است. در زمینه “ممانعت از اجرای قانون” مشخص نیست که بازرس مولر به غیر از مواردی نظیر اخراج جیمز کومی، مدیر وقت اف بی آی و فشار بر جف سشنز دادستان کل سابق آیا در جریان تحقیقات موارد دیگری را نیز یافته است. در نامه ویلیام بار به تبرئه اشاره شده اما روشن نیست که آیا این یک تبرئه کامل محسوب می‌شود. همچنین بسیاری میخواهند بدانند که آیا هیچگاه گزارش کامل بازرس مولر برای دسترسی عموم منتشر خواهد شد؟

بیشتر بخوانید:

آنچه باید درباره تحقیقات «بازرس مولر» بدانیم

 

سیل در ایران: ۱۸ کشته و ۹۴ مصدوم در شیراز

تا شامگاه دوشنبه ۵ فروردین ۲۵ استان ایران درگیر سیلاب شدند. احتمال طغیان رودخانه‌ها و وقوع سیل در البرز و تهران وجود دارد. شرایط فوق بحرانی در خوزستان، لرستان و کهگیلویه و بویر احمد برقرار است. پیش‌بینی شده بارش سنگین باران در شیراز ادامه داشته باشد. هرمزگان، استان مرکزی و قم به حالت آماده‌باش درآمد. ۲۲ راه مواصلاتی مصدود شده است. تعداد کشته‌شدگان سیل شیراز به ۱۸ نفر رسید. ۹۴ نفر هم مصدوم شده‌اند. آخرین خبرها و رویدادهای سیل در ایران:

دوشنبه ۵ فروردین: سیل در محدوده دروازه قرآن شیراز. شهردار در دسترس نبود

سازمان هواشناسی ایران دوشنبه ۵ فروردین پیش‌بینی کرد که در بیشتر مناطق کشور به جز نوار شرقی بارندگی پیش‌بینی می‌شود. میزان بارش در استان‌های غربی، جنوب غربی، جنوب دامنه‌های زاگرس، سواحل دریای خزر و دامنه‌های جنوبی البرز زیاد است و سه‌شنبه ۶ فروردین بارندگی به شمال شرق ایران گسترش خواهد یافت و چهارشنبه ۷ فروردین در شمال شرق، جنوب و به شکل پراکنده در شمال غرب، غرب و سواحل شمالی بارش‌های بیشتری خواهد بود.

جلسه ستاد مدیریت بحران ایران غروب دوشنبه ۵ فروردین به ریاست اسحاق جهانگیری، معاون اول رییس جمهوری اسلامی تشکیل شد. جهانگیری در پایان این نشست احتمال داد که شرایط بحرانی در اثر بارندگی‌ها و وقوع سیل در کشور تا ۷۲ ساعت آینده تداوم خواهد داشت.

معاون اول روحانی از مردم خواست به توصیه‌ها و هشدارهای دستگاه‌های مسئول توجه ویژه داشته باشند و آن را به کار ببندند. مسئولان از مردم خواسته‌اند که تا پایان شرایط بحرانی از سفرهای غیرضروری خودداری کنند.

سیل به زلزله‌زدگان سرپل ذهاب رسید

بر اساس گزارش‌هایی که در شبکه‌های اجتماعی منتشر شده، با طغیان رودخانه الوند، زلزله‌زدگان سرپل ذهاب که هنوز در کانکس زندگی می‌کنند، در محاصره سیلاب قرار گرفتند.

آب آشامیدنی در این مناطق گل‌آلود شده و آب به برخی کانکس‌ها نفوذ کرده است. مهر سال گذشته نیز بیش از یکصد خانوار زلزله‌زدگان سرپل ذهاب دچار سیل شده بودند.

امیر سرتیپ دوم تقی خانی سخنگوی ارتش به خبرگزاری‌های داخلی گفت تیپ ۷۱ نیروی زمینی ارتش مستقر در پادگان ابوذر به یاری سیل‌زدگان سرپل ذهاب رفته است:

«تیپ ۷۱ نیروی زمینی ارتش مستقر در پادگان ابوذر مردم یکی از اردوگاه‌های ساحل رودخانه سرپل ذهاب را که سیل کانکس آنها را تقریباً در خود غرق کرده بود و آب تا بیش از نیمی از کانکس‌ها را گرفته بود به همراه اثاثیه از آنجا خارج کرده و به نقطه امنی که ستاد بحران شهرستان پیش‌بینی کرده بود منتقل کردند.»

تهران در معرض توفان

حسن رضوی، مدیرعامل شرکت آب منطقه‌ای تهران نسبت به بارش شدید باران و سیلابی شدن رودخانه‌های استان البرز در روزهای آینده هشدار داد و گفت بر پایه اعلام سازمان هواشناسی کشور مبنی بر ورود سامانه‌های بارشی از سمت جنوب و غرب کشور و گسترش آن به استان‌های واقع در شمال غرب، غرب، جنوب غرب و ارتفاعات البرز در استان تهران احتمال بارش شدید باران و وقوع سیلاب در رودخانه‌ها و مسیل‌های سطح استان وجود خواهد داشت. تهران خود را برای وقوع یک توفان آماده کرده است.

الهام فخاری عضو شورای شهر در توییتر خود نوشت:

«ساعت ۱۷ امروز تهران طوفان سنگینی را تجربه خواهد کرد. پیش از طوفان از خودرو‌ها خارج شده باشید و در مکان‌های امن پناه بگیرید. از حضور در سازه‌های فلزی بی‌حفاظ، و فضای باز خودداری کنید.»

انوشیروان محسنی بندپی، استاندار تهران گفت مرخصی‌های معاونان استاندار، فرمانداران، بخشداران، شهرداران و اعضای ستاد مدیریت بحران استان تهران و ستادهای متناظر شهرستان‌ها را تا اطلاع ثانوی لغو کرد. به گزارش خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا) استاندار تهران دوشنبه ۵ فروردین با ابلاغ این بخشنامه اعلام کرد:
«حضور تمامی فرمانداران شهرداران، بخشداران و دهیاران تا زمان پایداری شرایط جوی استان تهران در شهرستان‌های محل خدمت الزامی است.»

سدهای فرسوده استان مرکزی

برخی سدهای استان مرکزی فرسوده شده‌اند. با بارش‌های سنگین احتمال شکستگی این سدها وجود دارد. بخش عمده‌ای از آب‌های سطحی اراک نیز وارد شبکه فاضلاب می‌شود. با بالا زدن سطح آب‌ امکان جاری شدن فاضلاب وجود دارد.

در استان اراک دوشنبه ۵ فروردین جلسه مدیریت بحران تشکیل شد. عزت الله آمره‌ای مدیرعامل شرکت آب منطقه‌ای استان مرکزی گفت:

«با توجه به اینکه عمر مفید برخی سدهای استان مرکزی تمام شده، احتمال شکستگی این سدها در صورت مواجه شدن با بارش‌های سنگین وجود دارد.»

در پی بارش‌های اخیر تمام رودخانه‌های استان مرکزی سیلابی شده‌اند و با تداوم بارش‌ها رودخانه‌ها طغیان خواهند کرد. به گفته مدیرعامل شرکت آب منطقه‌ای استان مرکزی در اراک سه منطقه حادثه‌خیز گردو، ورودی نظم‌آباد و پل سردشت شناسایی شده که این مناطق نیازمند توجه جدی‌تر و ویژه‌تری‌اند.

آمره‌ای هشدار داد که احتمال شکستگی سدهای هندودر، چال هما و سدهای منطقه قره کهریز وجود دارد. عمر مفید این سدها به پایان رسیده. عزت الله آمره‌ای از فرمانداران و بخشداران خواست که سایر سدهای فرسوده را شناسایی کنند و تدابیری برای مراقبت از این سدها بیاندیشند.

یکی دیگر از مشکلات در استان مرکزی احتمال ورود آب معابر به فاضلاب‌هاست. رئیس دادگستری استان مرکزی هشدار داد که بخش عمده‌ای از آب‌های سطحی اراک وارد شبکه فاضلاب می‌شود و در صورتی که آب بالا بزند مشکلات زیادی را به دنبال خواهد داشت.

 تعداد کشته‌شدگانِ شیراز به ۱۸ نفر رسید

پیرحسین کولیوند، رئیس اورژانس ایران اعلام کرد که دوشنبه ۵ فروردین سیل در شیراز تاکنون ۱۸کشته و ۹۴ مصدوم داشته است.

صبح دوشنبه با طغیان سیل در دروازه قرآن شیراز بیش از ۲۰۰ خودرو در آب گرفتار شدند. مصیب امیری، مدیرکل میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری استان فارس گفت حدود ۲۰۰ مسافری که در اطراف دروازه قرآن کمپ زده بودند، پس از این حادثه در یکی از نزدیک‌ترین هتل‌ها پناه داده شده‌اند تا شرایط برای اسکان آن‌ها فراهم شود.

شمار قربانیان سیل در شیراز به تن رسید. به گزارش ایسنا، غلامزاده مدیرکل پزشکی قانونی استان فارس گفت:

 «جسد پسر بچه‌ای با نام سپهر آزادی فرزند آرش حدود دو و نیم ساله ساکن شیراز شناسایی شد.» مدیر پزشکی قانونی شیراز همچنین اعلام کرد که در میان جانباختگان شش نفر مرد، هفت نفر زن، سه پسر بچه و یک دختربچه هستند.

 استاندار فارس در گفت‌وگو با خبرگزاری تسنیم گفت:

«این سیلاب در کمتر از ۱۰ دقیقه از ارتفاعات تنگ الله‌اکبر شروع و در ورودی شهر شیراز و در دروازه قرآن خودروهای در حال حرکت را با خود برد.»

پیرحسین کولیوند، رئیس سازمان اورژانس کشور با تأیید آمار پزشکی قانونی استان فارس اعلام کرده که تاکنون ۹۴ نفر مصدوم بستری شده‌اند.

یک کارشناس حوزه مدیریت منابع آبی به نام داریوش مختاری به خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا) از سوءمدیریت دستگاه‌ شهرداری شیراز در پی سیلاب امروز انتقاد کرد و گفت: مدیران پیشین شهرداری و معاونت عمرانی استانداری‌ها در دوره‌های مختلف باید پاسخگوی سوء مدیریت و سهل‌انگاری‌هایشان باشند. در دهه ۶۰، تنگ الله‌اکبر در ابتدای شیراز و همجوار آثار باستانی دروازه قرآن، امکان هدایت سیلاب‌های بزرگ را فراهم می‌کرد. در دهه ۷۰، همزمان با طرح توسعه آرامگاه خواجوی کرمانی، این آبراهه بزرگ از آوارهای ساختمانی پُر شد و این وضعیت امروز، خروجی همان اقدامات نسنجیده دستگاه شهرداری شیراز بوده است. به‌گفته او در سال ۱۳۸۶ نیز چنین سیلابی البته با شدت کمتر در این استان تجربه شد.

سید احمد رضا دستغیب، رئیس شورای شهر شیراز به خبرگزاری‌های داخلی گفته است شهردار شیراز در دسترس نیست:

«از صبح شهرداران مناطق و عوامل اجرایی شهرداری در نقاط مختلف شهر حاضر بودند، حاضر نبودن شهردار و مدیریت نشدن حادثه از سوی مدیریت کلانشهر، موضوعی مهم است که به شکلی قاطع و جدی با آن مواجه خواهیم شد.»

در همان حال در شبکه های اجتماعی تصائیری از شهردار شیراز در حال فعالیت برای مدیریت بحران منتشر شده است.

رئیس کل دادگستری استان فارس اعلام کرد پیگیری دستگاه قضایی برای بررسی سهل‌انگاری احتمالی مسئولان در حادثه جاری شدن سیل در محل دروازه قرآن شیراز آغاز شد. به گفته علی القاصی مهر در تحقیقات اولیه مشخص شده که مسیل منتهی به دروازه قرآن لایروبی نشده و مجرای عبور آب به طور کامل باز نبوده است و همین امر موجب راه افتادن سیلاب مرگبار ناشی از بارندگی در کوه‌های اطراف شده است.

سد کبار سرریز کرد

۸۰ درصد مناطق پرجمعیت کشور در معرض سیل قرار دارند. ‎

در استان‌های خوزستان، لرستان و کهگیلویه و بویر احمد شرایط فوق بحرانی برقرار است. شامگاه دوشنبه ۵ فروردین رسانه‌های داخلی گزارش دادند که سد کبار در استان قم نیز بعد از مدت‌ها سرریز کرده و با بارندگی‌های روزهای آینده احتمال چالش‌های بیشتری را برای حوزه این آبخیز به وجود آورده است. ستاد مدیریت استان قم به حالت آماده‌باش درآمد.

اسحاق جهانگیری، معاون اول رئیس جمهوری ایران در گفت‌وگوی تلفنی با استانداران کرمانشاه، ایلام، چهارمحال و بختیاری، کهکیلویه و بویراحمد، لرستان و خوزستان بر آمادگی لازم برای مقابله با احتمال وقوع سیل تأکید کرد.

پانویس:

این گزارش در طول روز دوشنبه ۵فروردین با خبرهای تازه، با تغییر تیتر تا ساعت ۲۳ به وقت ایران به روز  شد

بیشتر بخوانید:

بارندگی‌های شدید در ایران: وضعیت اضطراری در لرستان

واکنش‌ها به برکناری استاندار گلستان؛ آیا دردی دوا شد؟

برکناری استاندار گلستان در پی خسارات جانی و مالی سیل در این استان واکنش‌های متفاوتی به همراه داشت. بسیاری می‌گویند طرح‌های سودجویانه حکومت فاجعه به بار آورده و برکناری استاندار هم دردی را دوا نمی‌کند. اسحاق جهانگیری، معاون اول رئیس جمهور مناف هاشمی، استاندار گلستان را روز شنبه ۳ فروردین (۲۳ مارس) برکنار کرد و […]

The post واکنش‌ها به برکناری استاندار گلستان؛ آیا دردی دوا شد؟ appeared first on اف سی ان ان.

یگان حفاظت محیط زیست ایران: ته‌سیگارها بارها باعث آتش‌سوزی مراتع شده

جمشید محبت‌خانی، فرمانده یگان حفاظت محیط زیست ایران، می‌گوید بررسی‌های این نهاد نشان می‌دهد پرتاب کردن ته‌سیگار به خارج از خودرو، در هنگام سفر‌، «بارها باعث آتش‌سوزی مراتع شده است». آقای محبت‌خانی در گفت‌وگو با خبرگزاری ایسنا یادآوری کرده‌است که علاوه بر خطر آتش‌سوزی، ته‌سیگار یا فیلتر سیگار باعث آلودگی آب‌ها می‌شود. به گفته فرمانده […]

The post یگان حفاظت محیط زیست ایران: ته‌سیگارها بارها باعث آتش‌سوزی مراتع شده appeared first on اف سی ان ان.